خرید بک لینک

در خاطراتم
هميشه زيبايي
حتي، حتي
وقتي با
نگاه سردت
تلخ ترين لحظه را
براي من به وجود مي آوردي

شاعر : پیمان داودی فرد

برچسب: نویسنده: رها اسدیان تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 6:32

شبي گرم راسپري مي كنماما نه با وجود توبلكه،با شومينه اي كه خودشديوار اتاقم را بغل كردهو او را گرم مي كندو من نظاره گر آنهاآري، از گرماي آنهاستكه من شب هاي سردم راگرم سپري مي كنمنه با تو و يادت لعن

برچسب: نویسنده: رها اسدیان تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 6:32

لب های شاعران دوخته شده
شعرها در نزدیکی شهر مرده اند
شادی در هرج و مرج زندگی گم شده
انسانیت در قبرستان خوابیده

پیمان داودی فرد

برچسب: نویسنده: رها اسدیان تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 6:32

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

دانی که پس از عمر چه ماند باقی

مهر است و محبت است و باقی همه هیچ

برچسب: نویسنده: رها اسدیان تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 6:32

میخواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور کنم!پودر رختشویی هم لازم دارمبرای شست وشوی مغزی!مغزم را که شستم، پهن کنم روی بندتا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.میدانی که؟ باید واقع

برچسب: نویسنده: رها اسدیان تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 6:32


نیمی از عمرم گذشت بدون تو
نیمه راه فهمیدم مفهوم تو

هر چه آموختم من، قبل تو
هر چه بذر کاشتم من، قبل تو

هر چه رفتم در سفر من، بدون تو
هر چه لغزیدم من، بدون تو

جاده بی انتها بود عمر من
خشک و تر و بی بهار بود عمر من
شعله داشت اما
تاریک و خواب بود عمر من
تا که تو پیدا شدی

(امید داشتن، بهترین رفیق(کتاب))
پیمان داودی فرد
بندر کنگان
۱۳۹۸/۰۷/۰۶

برچسب: نویسنده: رها اسدیان تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 6:32

من به دریا زدم و
تو به ساحل نشستی
بی گمان به من طوفان زده
لحظه ای دل نبستی
تن و جانم بسپردم به طوفان
به بلای طبیعی این زمین و آسمان
بی شک نترسیدم ز جان خویش
لحظه ای درنگ نکردم و رفتم به پیش
من به دست خود گرفتم جان خویش

بندر کنگان
۱۳۹۸/۰۷/۱۹

برچسب: نویسنده: رها اسدیان تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 6:32

صفحه بندی